|
Plant technology is a green leaf of biologists of Azarbaijan University
|
|
|
|
||||
|
بله ۴ سال از همکلاس بودن ما ۲۸ نفر گذشت
انگار همین دیروز بود که جمع شدیم واسه نامگذاریه این وبلاگ و هر کدوممون دهها اسم پیشنهاد میدادیم ولی حقیقت اینه که بیشتر از ۳ سال از شروع کار این وبلاگ گذشت در یکی از همین سه شنبه های همین ماه جشن فارغ التحصیلی ما و سایر دانشکده پایه بود جشن خیلی قشنگ و پرخاطره ای بود و البته گلایه هایی داریم که پایین بعضیاشو میگیم ولی به هر حال به گواهی کسانی که نشسته بودند ( من شخصا مغزم هنگ کرده بود و نمیدونم ) برناممون خیلی خوب شد..... همینجا از همه ی بچه ها تشکر میکنیم همه همکاری کردند ولی در اینجا میخوایم از چند نفر نام ببریم: خانم محمودی که واقعا اشک خیلیا رو در آورده بودند: قطعه ای کوچک محیا کردیم و خودشون هم بیشتر ساخته و پرداختش کرده بودند و بینهایت زیبا هم خوندند واقعا دستشون درد نکنه ...... برای تهیه کلیپ هم خانم ها ساجده جوانی (همراه خواهرشون) و خانم شیوا آفاقی کار کردند که کلیپ فوق العاده ای شد . و همچنین از خانم نرگس نخجوانی و کلا همه ی دوستانی که احتمال داره من از ذهنم در این لحظه خارج شده باشن تشکر میکنیم . گلایه ها : چه نقشه هایی که برای بهتر برگزار شدن جشن کشیدیم ولی جالب بود که اون حداقل ها هم نشد ... کلیپی که با دوندگی ای که از خیلی وقت پیش شروعش کرده بودند یا بهتر بگم کلیپی که بیشترین زحمت برای ساختنش کشیده شده بود و حتی به قیمت شب زنده داری خانم جوانی کامل شد کمترین زحمت رو برای پخش مناسبش نکشیدند یعنی من خودم به سختی عکسارو تشخیص میدادم که چی به چیه...چه برسه به غریبه ها ...خیلی جالب بود روی مونیتور رقص نور انداخته بودند....و از همه جالب ترش این بود که موسیقیش که اصلیترین فاکتورش بود پخش نشد .هی از ما اصرار که بابا این کلیپ ما رو درست و حسابی نشون بدین از اینا انکار کلا مثل اینکه با موسیقیهای ما مشکل داشتن چون بجای تمام آهنگهایی که ما انتخاب کرده بودیم و بهشون داده بودیم آهنگی با سلیقه ی خودشون جایگزین کردند حتی آهنگی که ما برای متن برناممون انتخاب کرده بودیم و میگفتن نمیتونیم پخش کنیم نیم ساعت بعده ما و یادم نیست واسه کدوم گروه پخش شد کاش فقط از اول میگفتن که بر خلاف عرف جشن فارغ التحصیلی شما خودتون قرار نیست نظم و ترتیب مراسمتونو انتخاب کنید و ما خودمون واسه برنامتون تصمیماتی که گرفتیم رو اجرا میکنیم بهانشون این بود که ما گروه اولیم و این مشکلات طبیعیه درسته ما هم مثلا اینو که هماهنگ نبودن بعضی چیزا رو بحساب این موضوع گذاشتیم : مثلا تازه بعد گروه ما یادشون افتاد که به گروهها بگن که روی سن چیکار باید بکنند و یا اینکه از کل گروه ما عکسی گرفته نشد یعنی عکاسها هنوز نیومده بودند .... ولی آخه یکی نبود به اینا بگه که اول بودن چه ربطی به این داشت که شما بردارین ترتیب کارهای ما رو عوض اینکه بترتیب اجرا کنید جالب بود درست از آخر به اول اومدند.....خوبه ما برنامه هامونو بترتیب حتی در کاغذ نوشته و بهشون دادیم...اصلا کل برنامه ها طوری پیش رفت که در تهایت همه ی ما دستپاچه شدیم و کلا یادمون رفت چی به چیه ..... جالبه قبل پخش کلیپ ما مجری اعلام میکنه که وقته استراحته و همه هم واسه استراحت پراکنده میشن......به هر حال این بود مزد و تشکر در قبال احترام و فداکاریه کلاس ما که خواستیم گروه قبل ما آماده بیاد سر صحنه چون بگفته ی خودشون آماده نبودند......با اینکه چند ساعت قبل از جشن گفته بودند اولین گروه خواهند اومد ما بدون هیچ بحثی قبول کردیم که اول باشیم قبول کردیم ولی هیچوقت فکر نمیکردیم که تا این حد همه شرایط ما عوض شه... عواملی که برنامه ریزی رو بر عهده داشتند استرس ما رو کمتر نکردند که هیچ بیشترم کردند یه جورایی ازش استفاده کردند چون به هر حال ما ایرانی ها تا چماقی بالا سرمون نباشه کارا رو اونطور که باید انجام نمیدیم که و میزنیم به خطه تنبلی یا حالا هر چیز دیگه .... بنظر اومد این حسه انساندوستیه ما طور دیگری معنی شد .....درسته ما خیلی کلنجار رفتیم تا باصطلاح متصدیان برنامه ها رو متوجه اشتباهاتشون بکنیم ولی به هر حال ما که نمیتونستیم با هاشون در روز جشنمان دعوا کنیم و حتی با صلح و صفا هر کسی از آنها را هم که دیدیم خدانگهدار گفتیم و فقط آنها را به وجدانهایشان وا گذارکردیم .... ولی در کل چون در کنار هم بودیم خیلی خوب بود مخصوصا یکم بعد از مراسممون سعی کردیم همه چیزو فراموش کنیم ...... متاسفانه خیلی ها غایب بودند و ما جاشونو خالی کردیم ..... البته خدای نکرده فکر نمیکنیم که از قصد این کارها انجام شده باشه همانطور که یکی از افراد مسئول هم این نکته را متذکر شد که قصدی نبوده که اگر اینطور بود واقعا باید به حال جامعه مان گریه کنیم چون هنوز این یه جشن خیلی ساده بود مسئولیتهای سنگینتر آینده رو میخوان چیکار کنن ؟ فقط مسئله ی من از طرح این موضوعات انهم بعد از اینمدت این بود که این افراد را متوجه کنم که وقتی مسئول کاری میشند یعنی باید طوری باشن که به مسایلی که برای دیگران مهمه اهمیت بدن باید حافظ زحمتهای افرادی باشن که کارشونو بهشون سپردند نه اینکه زحمتاشونو به هر دلیل شخصی یا هر چی ضایع کنن ...... ما بخاطر اعتمادی که بهشون کردیم افسوس نمیخوریم چون خوشبختانه و یا متاسفانه در این ۴ سال اینو فهمیدیم که کلاس ما هر عیبی که داشت ولی هیچ کاری رو مثل خیلیا بخاطر ظاهرسازی انجام نداد همیشه اینکه کار پیش بره مهم بود نه اینکه کار باعث بشه کسانی کلاس مارو تقدیر کنن .. چه در گروهی که برا نشریه داشتیم و چه در وبلاگ و چه خیلی مواقع دیگه حتی بموفقیت هم دوره ای های دیگه هم بعنوان یه افتخار نگاه کردیم ما بدوستی همدیگه بیشتر تکیه داشتیم درسته در بعضی از مواقع یه اختلافاتی هم پیش اومد به هر حال اونم به این دلیل بود که اونموقع ما بی تجربه و شیر خام خورده بودیم و البته متاسفانه هنوزم هستیم مثل اکثر آدمای دیگه . در این جشن هم گرچه هیچ کس نتیجه ی زحمتای مارو اونطور که باید ندید ولی خودمون که میدونستیم که پیش خودمون شرمنده نیستیم در این ۴ سال ما همه چیزمونو همونطور که بوده نشوون دادیم و قصد بزرگنمایی کارها و تلاشمون نداشتیم (البته اینطور رفتار کردن هم مضراتی داره مخصوصا تو این دوره و زمانه و منم ۱۰۰ درصد تائید نمیکنم ولی خوب اخلاق اکثریت این بود) اعتقادی به این کارا نداشتیم این جشن هم مثل همون ۴ سال فقط با تلاشمون میخواستیم بیادماندنی ترش کنیم .... سپاسها : واقعا از بانیان این جشن تشکر میکنم بهر حال چه در روز جشن و چه کلا روزهای قبل جشن اوضاع طوری بود که جشن ما مطمئنا نمیتونست که بحالت عادی که قبلا (۳۱ خرداد) قرار بود برگزار شه ما اینو قبول داریم که شرایط هم یکی از عوامل نا مساعدکننده بود .... ولی ما بطور خاص میخواهیم از افراد تدارکات تشکر کنیم خیلی خوب با خانواده ها برخورد میکردند همچنین گروه موسیقی هم خیلی خوب بود همینطور تزیینات صحنه (سوای از کم نور بودن سن) خیلی عالی بود همینطور از اینکه عوامل اجرایی این خواسته ی ما یادشون مونده بود که هر کس که برا گرفتن لوح میومد عکسشو در روی مونیتور بندازند ممنونیم.... به هر حال بگذریم ما از همه تشکر میکنیم چه اونایی که با ما همکاری کردند و شادی ما رو شادیه خودشون دونستند و چه اونایی که همکاری نکردند حالا چه تنبلی چه سهوی یا خدای نکرده چه عمدی خودشونو زدند به کوچه علی چپ .... امیدوارم هر جا باشند موفق و سربلند باشند ۴ سال از بهترین روزهای جوانی را کنار هم سپری کردیم اینطور حس میشه که با هم یهو بزرگ شدیم واقعا زود گذشت شاید بیشتر از اونکه با خانواده هامان باشیم در کنار یکدیگر بودیم مخصوصا دو سال و نیم اول که از ۶ صبح از خونه بیرون میزدیم (بخاطر دور بودن دانشگاه از شهر هامون ) و ۶ یا ۷ شب به خونه میرسیدیم و البته بعد رسیدن هم از شدت خستگی چشامون باز نمیشد که کسی رو ببینیم یا احیانا حرف بزنیم ولی در یکسال و نیم آخر هم باصطلاح پوستمون کلفت تر شد هم تعداد واحدهای هر ترممون کم شد دیگه نبودن سرویس در دانشگاه باعث نمیشد که ساعتها زیر برف و سرمای زمستان یا گرمای تابستان ساعتها منتظر سرویس باشیم و فورا بسمت جاده میرفتیم و از اونجا یا سریع یا بعد مدت طولانی سوار اتوبوس شده میرفتیم خونه هامون .... اولین گروهی بودیم که دوره ی کارشناسی زیست شناسی در دانشگاه را شروع کرد .واقعا خیلی چیزاش سخت بود چون کسی قبل از ما این راه رو هموار نکرده بود و ما بدون هیچ تجربه ی قبلی باید این راه رو میرفتیم .تکیمون فقط به همدیگه بود و همه مشکلات را رد کردیم بعضیاشو با سربلندی رد کردیم بعضیاشم دیگه....... حالا دوره کارشناسی مان هم تموم شد ولی امیدوارم که این وبلاگ برپا بمونه شاید نه مثل گذشته و لی مثل گذشته درش به روی همه بازه چه کسانی که ما را در این مدت مستقیم یاری میکردند چه آنهایی که نکردند چه کسانی که تازه با این وبلاگ آشنا شده اند خوشحالتر میشیم اگه بچه های ورودی های بعدی علوم گیاهی دانشگاه هم در اداره وبلاگ یاریمون کنند زحمتش یه هماهنگ کردن قبلی با تلفن و یا یه ایمیل به ماست. آهنگ مورد استفاده در کلیپ پخش شده توجه : کسانی که میخوان که سی دی کلیپ رو داشته باشن بگن بهر حال یه طوری بهشون میرسونیم چه در موقع تسویه حساب و چه در مواقع دیگه ....
عزیزان همونطور که در روز جشن توافق کردیم (البته به نیابت از غایبان) قرار دیدار دوباره ما ساعت۱۱ صبح روز ۸/۴/۱۳۹۰ جلوی گروه زیست شناسی ( اگه تا اونموقع تغییر نکنه جلوی بلوک C )میباشد . همکلاسیهای عزیز لطفا به کسانی که اطلاع ندارند خبر دهید ممنونم .
+
نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت 23:19 توسط " گروه دانشجويي PTECH2005 "
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
تصاویری که میبینید در مورد تحقیق یه دانشمند ژاپنیه که بنظر من خیلی جالب اومد البته من قبلا این موضوع رو شنیده بودم احتمالا شما هم شنیده باشین ولی فکر کنم دیدن تصاویر مربوطه خالی از لطف نخواهد بود..... بعد از باز شدن صفحه لینک زیرین روی" water.pps" کلیک کنید که یا باز یا دانلودش کنید .
+
نوشته شده در جمعه 26 تیر1388ساعت 0:10 توسط شیواآفاقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
به این عکس که عکس یکی از نبیره های قطار دانشگاه ماست توجه کنید جالبه نه؟ زیاد ناراحت نباشین به هر حال تنوع لازمه ..... اینم مزایا و عالمی داره ها .... مثلا اگه اینطور بشه میتونیم از منابع طبیعی بیشترین استفاده رو بکنیم واز هوای پاک و لطیف راه آهن و کارخانه های اطراف شهرمان بطور مستقیم بهره ببریم .... البته خودمونیم بازم ایول به این قطار که با این جمعیت در حال حرکته یکی از اجداد بزرگوار قطار نشان داده شده در تصویر (بگفته ی خود کارکنان قطار) که در دانشگاه ما آخرین روزهای عمرشو میگذرونه با اپسیلون مقدار این جمعیت گیرپاچ میکنه و دانشجویان زیادی رو مجبور به پیاده روی در هوای همیشه زیبا و لطیف بهاری صحرای سرسبز آنسوی دانشگاه میکنه علی الخصوص که سرویسهای موجود در دانشگاه هم همیشه و تحت هر شرایطی وبا جان و دل منتظر دانشجویان محترم هستند تا اونا رو در نهایت آرامش به سر کلاسها و یا امتحاناتشون هدایت کنند ..... فرض کنید قضیه این قطار تو عکس چه جالبتر میشه اگه با این جمعیت که از قشر شریف آسیب پذیر جامعه هم هستند از ریل در بیاد ( مثل امروز صبح که قطار ما اونم هنوز بدون مسافر از ریل خارج شد خوبه حالا با تلاش افرادی که خدا خیرشون بده علی الظاهر واگن آقایون رو RENEW هم فرمودند والا معلوم نبود چی میخواست بشه ) زیادم نخندین با این افزایش سرسام آور پذیرشها اصلا بعید نیست در آینده عکس خودتونو در یکی از این سایتها ببنید البته در حال حاضر هم در سایه ی حس انسان دوستی شدید بعضی از آقایون هم دانشگاهی و تقسیم منصفانه ی تعداد واگنها بین خانمها و آقایون که مسئولین کاملا به مسئله ی دوبل بودن دانشجویان دختر نسبت به دانشجویان پسر توجه خاصی مبذول داشته و دارند بعضی روزها نصف قطار یعنی واگن خانمها بی شبیه به این عکس نمیشه .... کلمه ی "بعضی روزها" باین جهت استفاده شد که بخاطر گزینه ها و دیگر امکانات فراوان و راحت حمل و نقل که داشگاه در اختیار دانشجوهاش گذاشته اکثر افراد اونا رو بقطار ترجیح میدن و مشکل ازدحام قطار تا حدودی مثلا حل میشه و منم نخواستم به این زحمتهایی که برا رفع مشکلات کشیده شده ارزشی ندم وبی انصافانه از کلمه ی "همیشه" استفاده کنم .... راه حل : بهتره توصیه های ایمنی رو جدی بگیریم وتا با برخورد به یکی از این کابلها با بابا برقی دچار اختلاف نشدیم سنگین و رنگین و هر چه زودتر فلنگو ببندیم و بزنیم به چاک ....... البته برای کسانی که در این موقعیت قرار گرفتند درک صحبتها ملموستره تا کسانی که تا حالا سوار قطار نشدند..... با تشکر (عزیزان اگه عکس دیده نمیشه بگین تا رو سایت دیگری UPLOAD کنم.)
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 19:44 توسط شیواآفاقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
میخوام چند مطلب جدید از دنیای جانوران براتون بذارم. هر کدوم از این مطالب عکس های مربوط به خودشون رو دارن که اگه ادامه ی مطلب رو کلیک کنید میتونید بعد از دیدن این عکس ها مطالب مربوطه را بهتر درک کنید. پیشنهاد میکنم که حتما ببینیدشون
۱. علت خودکشی گروهی نهنگ ها دانشمندان استرالیایی با بررسی زندگی نهنگ ها، دریافتند می توان از روی دندان این آبزیان بزرگ، به علت تلف شدن جمعی آنها پی برد. ۲. خطرناک ترین مار های سمی جهان ایا تاکنون به این مسئله فکر کردهاید اگر روزی دردشت وجنگل مورد حمله ی یک مار سمی قرار گرفتید چه باید بکنید؟شما چه شناختی از خطر ناک ترین و مهلک ترین مارهای دنیا دارید؟ البته به این مسئله اشاره کنیم که زهر مارهای مختلف درپژوشکده ها ولابراتورهای پزشکی مبدل به واکسن سرم و داروهایی مشود که گاه می تواند جان دها انسان را نجات دهد.حالب با ما همراه باشید وبا سه گونه از خطرناک ترین مارهای دنیا اشنا شوید: نام مار: RattIe snake نام سم :سیتوتوکسین تاثیرات منفی :از بین بردن سیستم ایمنی بدن گوش های خود را تیز کنید زیرااین نوع مار دائما در حال سر صدا کردن است وبافش فش به دنبال طعمه می گردد . این گونه ازمار که درقارهی امریکا به وفور یافت میشود دارای دندان های تیز و نیش ریز همراه با سمی خطرناک به نام سیتو توکسین است .این سم شکار راقبل بلعیدن به نوعی فلج کرده وسیستم ایمنی بدن وی رااز کار انداخته و به عبارتی یکی از ساده ترین نوع سم ها بوده که تا ک نون شناخته شده است. ازمایش ها نشان داده که سم این مار سلول های تشکیل دهنده ی ماهیچه را تخریب می کند و سپس با متلاشی کردن بافت ها ان را از کار می اندازد و گاهی اوقات آثار مخرب سم آنقدر خطرناک است که سبب ایست قلبی نیز می گردد. افرادی نیز که از نیش این جانور جان سالم به در برده اند دچار ایجاد تغییر و نقص شکل عادی انگشتان پا و پنجه شده اند که گاهی اوقات به قطع عضو نیز می انجامد. نام مار:Puffad نام سم:هموتوکسین تاثیرات منفی:لخته کردن خون محل زندگی این ماردرافریقای غربی ودر منطقه ی گابون است که نیش ان میتواند سبب یخ زدن طعمه و لخته شدن ان شود البته ترکیب زهردار سم این مار در مارهای افریقای جنوبی هم دیده شده که می تواند به دو صورت تاثیر منفی بگذارند اما درنهایت منجر به مرگ شود زیرا قادر است گلبول های قرمز رانیز متلاشی کرده و سپس رگها پاره کند ودیده شده در حیواناتی که توسط این نوع مار گزیده شده اند طعمه پساز خونریزی شدید می میرد این نوع سم می تواند سبب انعقاد وسپس لخته شدن خون می گردد. نام مار:TaIp نام سم : نرو توکسین تاثیرات منفی : حمله به سیستم عصبی و فلج کردن طعمه یکی از خطرناک ترین و مهلک ترین مارهای حال حاضردردنیا با نام Taip شناخته می شود که در استرالیا زندگی می کند و سمی که ازنیش ان وارد بدن می شود نامش نروتوکسین است که می تواند سیستم عصبی را از چند وجه مختلف مورد حمله قرار دهد ابتدا تمامی سلول های سلسله عصاب را قفل کرده و سپس باعث می شود تا سلول های عصبی به دلیل ناتوان ماندن در تحمل این بار اضافی متلاشی شودند در بخش دوم سم این مادر حتی می تواند ماهیچه ها را فلج کند و سبب مرگ شود مار کبری نیز از این نرم تن مهلک است که دارای سم نوتروکسین بوده که حتی درمناطق ساحلی استرلیا با نام مار تایپه ای دیده شده است
اين تصوير ما را به ياد جانوران افسانه اي مي اندازد.اسب تك شاخ و يا هر جانور ديگري كه در افسانه ها خوانده ايم يا شنيده ايم.اين آهو افسانه نيست بلكه جانوري است تك شاخ كه در يكي از پارك هاي ايتاليا زندگي مي كند.سن آن يك سال بوده و ماده مي باشد.
يكي از مزاياي صفات ثانويه جنسي در جانوران نر،خودنمايي براي جنس مخالف يا زهره چشمي به همجنس هاي خود جهت انتخاب جفت مناسب مي باشد.اين صفات را مي توان به فراواني در طبيعت مشاهده كرد همانند شاخ در گوزن يا شاخك در سوسك. در نوعي خرچنگ با نام خرچنگ نقب زن(نقب به معني گودال يا حفره) اين صفت ثانويه طوري ديگر جلوه گر مي شود. در جنس نر دو نوع چنگال متفاوت ديده مي شود.يكي بزرگ(اصلي) و ديگري كوچك. چنگال بزرگ تقريبا نيمي از وزن بدن جانور را تشكيل مي دهد.سؤال اين است كه نقش اين چنگال چيست؟ براي جواب دادن به اين سؤال مي باسيت ابتدا ويژگي اين اندام را بررسي كرد. همانطور كه نوشته شد وزن آن برابر نيمي از وزن جانور است.بيشتر براي چنگ انداختن مورد استفاده قرار مي گيرد و توانايي بسته شدن آن بسيار كم است در نتيجه در تغذيه جانور نقش چنداني ندارد(عمل تغذيه بر عهده چنگال كوچك مي باشد.) و بيشتر براي مبارزه طراحي شده است،اما نه در آن حدي كه به نرهاي ديگر آسيبي برسانند.در زمان مواجه شدن خرچنگ نقب زن با همجنس خود مي تواند به واسطه ي اين عضو موثر فشاري را به دور حريف خود وارد كند و او را از منطقه ي خود دور نمايد.همچنين اين چنگال بزرگ باعث مي شود كه نيروي قوي تري بر چنگال كوچك اعمال شود و كارآيي آن را افزايش دهد.
۵. ماهي اي كه در خشكي تخم مي گذارد
ما مي دانيم كه ماهي ها در آب زندگي مي كنند.بيشتر آنها در آبهاي شور و تعدادي هم در آبهاي شيرين.تخم ريزي آنها درون آب انجام مي گيرد.اما جالب است بدانيد كه يك نوع ماهي كه بيشتر درخليج كاليفرنيا زندگي مي كند تخم ريزي آن درون خشكي رخ مي دهد . نام اين ماهي Grunion است. توليد مثل: معمولا در نيمه شب(بين اسفند تا اواخر مرداد) در نتيجه ي جزر و مدهاي شديد،ابتدا جنس ماده به سمت ساحل شني مرطوب آمده و با دم خود گودالي را جهت تخم ريزي حفر مي كند. آنگاه سر و كله ي جنس نر پيدا مي شود كه با پيچاندن خود به دور ماهي ماده اسپرم هايش را آزاد مي كند.(اين مراحل بين 1 تا 3 ساعت طول مي كشد.) تخم هاي ايجاد شده ابتدا در قسمت هاي سطحي قرار مي گيرند اما بعدا به علت رخ دادن جزر و مد به قسمت هاي عمقي تر فرو مي روند.در حدود 10 روز تخم ها در زير شن ها مي مانند،تا اينكه بعد از اين مدت و با ايجاد يك جزر و مد تخم ها باز شده و نوزاد ماهي ها خود را به سمت دريا مي رسانند.(بين 2 تا3 دقيقه طول مي كشد تا بچه ماهي ها از تخم خارج شوند.)
برای ادامه مطلب لطفا کلیک کنید
+
نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 13:49 توسط زهرارهبران
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 9:32 توسط شیواآفاقی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
انتقال خون درطول تاريخ از نشيب وفرازهاي بي شماري گذر كرده وبه همت دانشمندان از شكل جادويي و شبه علم بودن اوليه خود خارج وبه سطح پيشرفته كنوني رسيده است . از ديرباز بشر همواره در تجسس دارو يا وسيله اي بوده تا به 3 هدف زير برسد : 1)بيمار نشود. 2)به عوارض پيري مبتلا نگردد. 3)مرگ گريبان او را نگيرد. همواره خون نشانه حيات ، شجاعت ، سلامتي وجواني ابدي بوده است و ضرب المثل هاي متعددي در اين باره در زبانهاي مختلف ديده مي شود بعنوان مثال : گلادياتورها خون سربازان مغلوب را مي آشاميدند. امپراطور مغول،« كوبلاي خان » به سربازان خود دستور مي داد براي نيرومند شدن از خون اسبان بنوشند. شاهزادگان وبزرگان مصر براي رفع عوارض پيري وخستگي به دستورساحران وجادوگران خون حيوانات را مي آشاميدند وحمام خون مي گرفتند. در انقلاب فرانسه خون اشراف محكوم به بيچارگان مورد مرحمت بعنوان يك آشاميدني مخصوص هديه مي شد. دربرخي قبايل ، همه افراد قبيله خون اولين شكار يك شكارچي جوان را مي آشاميدند. يونانيها معتقد بودند كه خون در كبد ساخته مي شود وتوسط وريدها در بدن پخش مي شود وچون در تشريح خوني در شريانها نبود براين عقيده بودند كه وظيفه شريانها رسانيدن هوا به اعضا است و لذا به شرايين نام آرتري را دادند كه در زبان يوناني مشتق توصيه مي کرد. مردم نروژ نوشيدن خون سگ آبي يا بالن را براي درمان صرع و راشيتيسم مفيد مي دانستند. بودند. احتمالا اولین انتقال خون در سال ۱۴۹۲ زمانی که پاپ هشتم در حال اغما بود صورت گرفت. دهنده خون سه مرد جوان بودند . پاپ و هر سه جوان خون دهنده در این انتقال خون مردند به نظر می رسد که انتقال خون از طریق آشامیدن صورت گرفته باشد. در سال 1818 يك طبيب انگليسي بنام « جيمز لاندل » كه متخصص بيماري هاي زنان و زايمان بوده در حقيقت پايه و اساس خون درماني را بنا نهاده است. به همين مناسبت به او لقب « پدر انتقال خون » داده شده است، وي 10 مورد انتقال خون انجام داده است كه 4 تاي آن با موفقيت انجام گرفته است . كم كم مـاده ضـد انعقـاد خـون كشـف گرديـد كه تـوانستنــد بـه طـرز ذخيــره خـون وضـع بهـتـري بـدهنـد. در سـال 1900 «لانـدشتـاينـر» و همكـارانـش چهـار گروه خون A – B – AB - O را كشف كرد. و در سال 1940 ارهاش خون كشف گرديد. و در سالهاي اخير با استفاده از دستگاههاي خودكار و بهره گيري از كامپيوتر پيشرفت هاي سريع و چشم گيري در امر استفاده از خون و فرآورده هاي آن به وقوع پيوسته است. به طوري كه امروزه انتقال خون به عنوان يك طب مطرح است. منابع :سایت bloodforiran پایگاه اینترنتی سازمان انتقال خون یزد
+
نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 11:46 توسط حمیده تلیسچی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
گستردگی وقدمت رشته زیست شناسی بر هیچ کس پوشیده نیست امیدواریم بتوانیم نمایی از نقشها و اهدافی که این رشته دارد را برایتان نشان دهیم ما را در این راه تنها نگذارید.
+
نوشته شده در سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 23:12 توسط شیواآفاقی
|
|
|||||
|
|||||